خنده های شیرینت
رادین کوچولوی من دیگه وقتی باهات حرف میزنم برام میخندی دیگه خنده هات کوچولو نیست عمیق و از ته دل میخندی باهام تعریف میکنی صدا در میاری از خودت وای این موقع ها میخوام بخورمت عشقم دلم ضغف میره برات مامانی خیلی بهت وابسته شدم و میخوام همش پیش خودم باشی حس میکنم اگه یکم ازم دور باشی نفسم میگیره آخه تو نفس مامانی قشنگم نفس که از آدم جدا نمیشه میشههههههههه!! اگه جدا بشه که آدم میمیمره ...
نویسنده :
mona
22:42
بالاخره اومدیم تهران
سلام مامانی چند روزه که اومدیم تهران وقتی داشتیم برمیگشتیم همچین که وارد تهران شدی یه خنده ی خوشگل کردی انگار خیلی خوشحال شدی که برگشتیم ولی نرفتیم خونه خودمون از اونجایی که چند هفته بود رفته بودیم همدان مامان جون اینا دلشون برات تنگ شده بود مجبور شدیم یه راست بریم اونجا فقط رفتیم خونه وسایلمونو گذاشتیمو یه سری لباس برداشتیم اومدیم خونه مامان جون الان 4 روزه که اینجاییم دو روز پیش مامان جون شمارو برد حموم و گفت تنهایی میشورتت منم مجبور شدم بیرون منتظرت بمونم ولی نمیدونم چرا همش گریه کردی شما که عاشق حموم کردنی و اصلا نشده که گریه کنی همش گریه کردی مامان جون شستت و میخواست لخت بده شمارو بیرون بمیرم که در حمومو باز کردم حوله بندازم پشتت سردت ش...
نویسنده :
mona
22:26
شیطونک من
رادین مامان امروز کلی برامون خندیدی و دلبری کردی تازگیا وقتی میاییم بالای سرت همش صدا میکنی و سینتو میدی جلو که بغلت کنیم. شیطونک من دوست داری باهات صحبت کنیم وقتی برات تعریف میکنیم عکس العمل نشون میدی و صدا میکنی مثلا میخوای حرف بزنی . وقتی شیر خورده باشی و سیر باشی پوشکتم تمیز باشه باهات که حرف میزنم برام یه وری میخندی که میخوام قورتت بدم جیگر من.
نویسنده :
mona
13:56
رادین عاشق حموم کردنه
رادین کوچولوی من عاشق حموم کردنه فداش بشم وقتی اب رو بدنت میریزم کیف میکنی یه وقتایی اخرای حموم خوابت میبره وقتی میخوام لباستو بپوشم چشات خمار میشه و مست خواب میشی عزیز دلم ...
نویسنده :
mona
13:55
حرفایی که قرار یه روز به پسرم بزنم
******* زنها موجودات عجيبي هستند … پســـرم! پسر ِخوبم میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! … این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق …. ! که تو حاصل عشقی پســ ـرم … مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره … عزیز دلم! یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه می گیره. بدقلقی می کنه و حتی اسمتو صدا می کنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: “بله!” و اون میزنه زیر گریه …. زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم … موجوداتی که می تونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهی...
نویسنده :
mona
13:45
40 روزگیت مبارک مامانی
رادین کوچولوی من از چله در اومد عزیزم دلم از چله در اومدی و باهم رفتیم حموم مثل همیشه آقا بودی و کیف کردی از حموم کردن این بارم خودم شستمت و کلی لذت بردم از شستنت جوجه ی من اینجا خیلی شبیه خودم شدی نفسم ...
نویسنده :
mona
13:42





